سرنوشت بديه اول جاتو ازم گرفت
صبح فردا شد ديدم رد پا تو ازم گرفت
تا می خواستم به چشای روشنت نگاه کنم
مال ديگری شدی وچشاتو ازم گرفت
تو را جادو کرد يکی یا يه چيزی مثل طلسم
اثرش زياد بود وخنده ها تو ازم گرفت
تو با من حرف می زدی نگات يه جای ديگه بود
خدا لعنتش کنه اون نگاتو ازم گرفت
لحظه هات يه وقتايی مال دوتامون می شدن
اون حسود اون دوتا لحظه ها تو ازم گرفت
خيلی وقته سخته ديگه تنفس بکنم
يه جور عجيبی انگارهوا تو ازم گرفت
دست روزگار چقدر با من وآرزوم بده
لحن فيروزه ای مريما تو ازم گرفت
سلامت. خدافظيت .عزيز مای نقره ايت
حرف آخر .به امون خدا تو ازم گرفت
تو حواس واسم نذاشتی چکنم از دست تو
اشتباهم بهترين جمله ها تو ازم گرفت
نمی خواد بپرسی چی .خودم دارم بهت می گم
تو يه خط خوردگی دنيا .صدا توازم گرفت
يه کم از برگشتن قشنگ تو وقتی گذشت
يکی اومد و يه ذره وفا تو ازم گرفت
( اشعار عاشقانه مريم حيدر زاده )
|